مدح و شهادت حضرت علی اصغر علیهالسلام
بارانِ داغ روی سرش، بیامـان گرفت بادی وزیـد، بـاغ گـل از باغـبان گرفت یک نـیم روز نصفِ قـبـیـله شـهـیـد شد پیر و جوان و مرد و زن از کاروان گرفت عاشق هر آنچه داشت به معشوق عرضه کرد معشوق هرچه خواست دلش، امتحان گرفت حـتـی تـوانِ گــریـه نــدارد گٌـلِ ربــاب پژمرده غنچهای که زبان در دهان گرفت دریا برای ماهی لب تـشنه آب خواست رفت از رباب طفلِ تَـلَـظّیکُـنان گرفت بـین سـپـاه هـمـهـمـه افـتـاد و ابن سـعـد دسـتور داد حرمـله تـیر و کـمان گرفت کـار پـدر تـمـام شـد از مـکـر حـرمـلـه تـیر آمد و گـلـوی پـسر را نشان گرفت آشـفـتهحـال دور خـودش چـرخ میزند تردیـدهای مـاندن و رفـتن، امان گرفت حـالا مـردد اسـت چـگـونـه حـرم رود؟ از غـربتـش تمام زمین و زمـان گرفت حالا جـواب مـادر اصغـر چه میشود؟ وقتی سراغ کودکش آن نیمهجان گرفت؟ آن ضجههای تلخ که از خیمه میرسید از زانـوان خــسـتـۀ مـولا تـوان گـرفت پاشـید خـون حـلـق پـسـر را به آسـمـان از روضهاش عجیب دل روضهخوان گرفت سنگین شده است عرش خدا لحظهای که شمر با چکمه روی سیـنۀ مولا مکان گرفت مقـتول قـتل صبری و ای کاش تیز بود آن خنجری که شمر ز دست سنان گرفت تـو آفـتـاب هـر دو جـهـانـی بـرای چـه فطرس سه روز روی تنت سایبان گرفت؟ پاداش آن قرائت تو ضربِ چوب نیست صد بوسه از لب و دهنت خیزران گرفت |